تبریز باکو

 

نگاهی به پیامدهای سه دوره تغییر الفبا در ایران شمالی

محمدرستگار، رسول اردبیلی

با تحمیل عهدنامه‌های ننگین گلستان (1813 م / 1192 شمسی) و ترکمانچای (1828م / 1207 شمسی) بر دولت فتحعلی شاه قاجار، سرزمین‌های قفقازی ایران تحت اشغال روسیه قرار گرفت. از آن پس مردم این نواحی، بخصوص مسلمانان شیعه ایران شمالی (اران و شروان) همواره در هوای پیوستن به وطن اصلی‌شان بودند. روسها بعد از اشغال ایران شمالی، دو هدف مهم را دراین منطقه دنبال کردند: ترویج فرهنگ مسیحیت و مبارزه با اسلام، و تحریف تاریخ و تغییر هویت ایرانی مسلمانان قفقاز.

در پیگیری تحقق این اهداف شوم و برای ایجاد گسست فرهنگی میان مردم ایران شمالی با وطن اصلی‌شان ایران و برای بی‌اطلاع نگه داشتن مردم ایران شمالی از گذشتة ایرانی‌شان، بعد از حاکم شدن نظام کمونیستی بر روسیه، روسها راهبرد «تغییر الفبا» را  درپیش گرفتند تا از این طریق به تغییر هویت مسلمانان ایرانی قفقاز بپردازند.
ایران شمالی که 16 سال پیش (1991 میلادی) به عنوان یک کشور نوپیدا رسمیت یافته، با تغییر سه دوره الفبا در کمتر از ‪ ۸۰ سال ، بیشترین گسست فرهنگی بین دو نسل را در بین کشورهای منطقه داشته است.

رسم الخط و نگارش مردم ایران شمالی ابتدا در سال ۱۹۲۹میلادی (1308 شمسی) از الفبای فارسی به الفبای لاتین تغییر یافت و دومین دوره تغییر الفبا در این کشور در سال۱۹۳۹میلادی (1319 شمسی) صورت گرفت و الفبای لاتین جای خود را به الفبای کریل داد.

در سال ‪1370 (۱۹۹۱میلادی) نیز همزمان با استقلال ایران شمالی و رهایی از حاکمیت کمونیستی شوروی سابق، بار دیگر الفبای لاتین در این منطقه به عنوان خط رسمی و دولتی این کشور اعلام شد.

مردم و آگاهان اجتماعی در ایران شمالی معتقدند؛ هر مرحله تغییر در الفبای این کشور بیشتر با اهداف سیاسی و بدون در نظر داشتن منافع مردم و خواست جامعه صورت گرفته، چرا که هیچ نظرسنجی و مراجعه به آرای مردمی در میان نبوده است.

مرحله نخست تغییر الفبای فارسی در ایران شمالی و دیگر مناطق مسلمان‌نشین آسیای مرکزی در قالب اتحاد جماهیر شوروی با هدف سیاسی (ایجاد گسست میان مسلمانان و گذشته و فرهنگ اسلامی آنها و استحالة فرهنگ اسلامی در فرهنگ مسیحی ـ کمونیسم) تدوین و به مرحله اجرا درآمد.

بنیان‌گذاران شوروی سابق که اکثر آنها یهودی الاصل بودند، با آگاهی از نزدیکی عمیق فرهنگی و معنوی مردم ایران شمالی و دیگر مناطق مسلمان‌نشین آسیای مرکزی با ایران و جهان اسلام، احساس خطر کردند و معتقد بودند تا وقتی این همبستگی وجود داشته باشد، نمی‌توان سیاست‌های خود را در مناطق مسلمان‌نشین پیش برد، لذا در صدد تغییر فرهنگ از ریشه برآمدند.

نخستین اقدام در این خصوص تغییرالفبای ایران شمالی بود که در واقع همراه با دورسازی مردم از میراث معنوی و فرهنگی دوران گذشته خود و با هدف پایان دادن به همبستگی این مردم شیعه با ایران بود.

اولین تغییر الفبا در ایران شمالی در سال 1308 (‪۱۹۲۹میلادی) همزمان با بستن مرزهای قفقاز با ایران بود که تا آن زمان هیچ مشکلی در تردد متقابل مردم وجود نداشت و مسلمانان جدا شده از ایران به راحتی می‌توانستند به وطن اصلی خودشان تردد کنند و نیز مردم ایران می‌توانستند به راحتی به مناطق تحت اشغال روس سفر کنند.

درسال ‪ 1319 شمسی نیز تغییر الفبا در ایران شمالی با اغراض فرهنگی و سیاسی همراه بود، چرا که نخستین مرحله از طرح پرورش " انسان شوروی " با عنوان محلی homo sovietic آغاز شد که عمده هدف این طرح ، روسی کردن مردم مناطق مسلمان‌نشین شوروی بود.

این اقدامات در زمینه تغییر الفبا در شوروی سابق با فعالیت‌های گسترده نابودسازی کتاب‌ها و یادگارهای تاریخی نگاشته شده با الفبای عربی و فارسی و قتل عام روشنفکران و روحانیون برجسته در ایران شمالی همراه بود. به گونه‌ای که پیدا شدن کتابی به خط فارسی یا عربی در نزد هر کس، جرم تلقی می‌شد.

نتایج شوم این اقدام ضد فرهنگی به حدی است که جامعه ایران شمالی پس از دهها سال ، هنوز هم نتایج تلخ آن را درک و احساس می‌کند.

خلاء فعلی در حیات معنوی و دور ماندن نسل کنونی جامعه ایران شمالی از فرهنگ اصیل خود و نبود شناخت لازم در میان مردم از میراث تاریخی، زمینه را برای سومین تغییر در الفبای این کشور رها یافته از شوروی ممکن و آسان‌تر کرد.

در بررسی رویدادهای اخیر این منطقه می‌توان به راحتی دریافت که در تغییر الفبای ایران شمالی درسال ‪ 1370 یعنی زمان استقلال این کشور باز هم بیشتر هدف سیاسی دنبال شده و براساس نیاز جامعه صورت نگرفته است.

با توجه به اینکه الفبای لاتین کنونی ایران شمالی که با خیانت دولت باکو و فشارهای غرب بر مردم تحمیل شده،  شبیه الفبای به کار رفته درنگارش کشور ترکیه است، مردم این کشور نیز اظهار می‌دارند؛ این اقدام توسط نیروهای جبهه خلق (پان‌ترکیست‌های غربگرای افراطی و مخالفین حزب حاکم فعلی) نزدیک به محافل مشخص در ترکیه، به جامعه این کشور بدون انجام هیچ نظرسنجی و مراجعه به آرای عمومی تحمیل شد.

هر چند الفبای لاتین در سال ‪ 1370 در ایران شمالی از سوی حاکمان بکار گرفته شد، ولی مردم، آن زمان از یک طرف با مشکلات جدی اقتصادی و از سوی دیگر درگیر جنگ و مناقشه قره‌باغ بودند و افکار عمومی توجه چندانی به این اقدام دولت نمی‌کرد و این روند باعث شد تا استفاده از الفبای کریل طی۱۰سال دیگر همچنان در این کشور رواج و ادامه یابد. البته در همان زمان که وابستگان به خارج برای تغییر الفبا به لاتین تلاش می‌کردند، عده‌ای از نویسندگان و روشنفکران پیش‌کسوت با انتشار مقالات علمی در مطبوعات خواستار آن شدند که الفبا به الفبای اصیل و تاریخی مردم یعنی الفبای فارسی تغییر یابد. نویسندگان و روشنفکرانی که لزوم بازگشت به الفبای اصیل را ضروری می‌دانستند، دلایل محکمی برای باور خود داشتند. آنها می‌گفتند، با تغییر الفبای تحمیلی روسها به الفبای اصیل و تاریخی، شکاف و گسستی که بین مردم و تاریخ و میراث مکتوب و فرهنگ دیرین ایجاد شده، به تدریج از بین خواهد رفت و مردم خواهند توانست هزاران هزار اثر مکتوبی را از نیاکان مانده، و به طور مستقیم مطالعه کرده و فرهنگ و تاریخ واقعی خود را بشناسند.

با این حال در سال ‪ 1371 با رسیدن نیروهای جبهه خلق به قدرت در باکو روند تغییر الفبا سرعت یافت.

در این مدت که الفبای جدید وارد شده بود، مکاتبات رسمی نهادهای دولتی و شهروندان در ایران شمالی طبق میل هر کس با الفبای جدید و قبلی و به زبان‌های آذری و روسی صورت می‌گرفت و وضعیت مکاتبات آشفته به نظر می‌رسید.

این روند تا سال ‪1380(۲۰۰۱میلادی) ادامه یافت تا در نهایت "حیدر علی‌اف" ( از نیروهای سالخوردة ک.گ.ب و خادم معروف کمونیسم) پس از رسیدن به قدرت با صدور فرمانی استفاده از الفبای لاتین درمکاتبات رسمی را اجباری اعلام کرد.

با صدور این فرمان به استفاده از الفبای کریل در مکاتبات رسمی ایران شمالی به طور قطعی و کامل پایان داده شد.

رییس قبلی دولت باکو و بنیانگذار سلسلة حاکمیتی علی‌اف‌ها، فرمان چاپ مجدد منابع علمی ، ادبی و هنری شوروی سابق را با الفبای لاتین صادر کرد، ولی کارشناسان معتقدند این اقدام به بودجه و زمان زیاد نیاز دارد. و علاوه بر این، هر دو الفبا (کریل و لاتین) الفبای بیگانه است: این در حالی است که الفبایی که نظامی گنجوی و خاقانی شروانی و صدها شاعر و نویسندة برخاسته از ایران شمالی آثار و اشعار خود را بدان نوشته‌اند، یعنی الفبای فارسی همچنان مورد بغض غرب و دولت باکو قرار دارد و امروز مردم ایران شمالی نمی‌توانند متون و میراث مکتوب نیاکان از جمله اشعار نظامی و خاقانی را بخوانند، زیرا این اشعار به زبان و خط فارسی نوشته شده است.

با تغییر الفبا و نگارش خط در ایران شمالی، گسستی بین تحصیل کردگان گذشته و دانش‌آموزان، دانشجویان و کارکنان نسل کنونی ایجاد و این عامل باعث سر درگمی جامعه شده است.

گسست فرهنگی بین دو نسل، نخستین عارضه و نتیجه طبیعی تغییر الفبا در هر کشوری است. چرا که پس از تغییر الفبا، تمامی متون نگاشته شده گذشته برای فرهیختگان، اندیشمندان، دانشجویان، دانش آموزان، کارکنان و عامه مردم،حکم زبان دوم و زبان خارجی را خواهد داشت و سازگاری با زبان دوم به طور حتم مشکل‌تر از زبان رسمی است.

در نتیجه این تغییرات عمیق در الفبای ایران شمالی، شکاف و انقطاع عمیق فرهنگی بین دو نسل متوالی در این جامعه پدیدار شده و طبیعی‌است که تداوم این گسست، استحاله فرهنگی یک جامعه را فراهم می‌سازد.

رشد و بالندگی هر زبان و نیز فرهنگ و ادبیات مرتبط با آن در بستر زمان و با اتکا به میراث مکتوب آن زبان روی می‌دهد و تغییر الفبا دراین میان همانند مانعی باعث انحراف، ابتذال و اضمحلال زبان، ادبیات و فرهنگ یک جامعه می‌شود. میراث مکتوب مردم ایران شمالی، میراثی مشترک با ملت ایران و اغلب به زبان فارسی است.

با این وصف ایران شمالی در حالی شانزدهمین سالگرد رهایی خود از چنگ روسیه را سپری ‌کرد که در پایان یک دهه استقلال تن به استیلای فرهنگی جدیدی سپرد که نتایج آن چندان خوشایندتر از استیلای ‪ ۷۰ ساله روس‌ها نبود. این بار نوبت غرب رسید تا ایرانی شمالی را زیر استیلا و اشغال فرهنگی خود درآورد و با تحمیل الفبای لاتین (الفبای جهان مسیحیت) بر مردم مسلمان ایران شمالی آنها را به اسارت خود بگیرد.

به اعتقاد کارشناسان مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، دولتمردان و سیاست‌گذاران باکو اکنون قدم در راهی گذارده‌اند که ‪ ۷۶سال پیش آتاترک قدم در آن گذارد. حتی اگر هدف دولتمردان باکو، دنباله‌روی از ترکیه (لاییک‌های ترکیه) باشد، باز هم باکو در این پروسه ‪۷۶ سال عقب‌تر از لاییک‌های ترک است، همان طور که لاییکهای ترک با انجام چنین اقدامی، ترکیه را قرن‌ها از اروپا عقب انداختند و دولت ترکیه همچنان در آرزوی الحاق به اروپاست و اروپایی‌ها سالهای سال است که ترکیه را در مسیر پیوستن به اتحادیه اروپا به بازی گرفته‌اند، و پیوستن به این اتحادیه را به «آرمانی» برای دولت ترکیه تبدیل کرده‌اند که حتی پیوستن به آن نیز تبعات سنگین فرهنگی برای ترکیه خواهد داشت.

ترکیه با تغییر الفبا، در علم و صنعت هیچگاه به اروپا نرسید، ولی از تاریخ ، فرهنگ و تمدن اصلی‌اش که افتخاری برای پیشینیان بود، فاصله زیادی گرفت و اکنون آگاهان این کشور حسرت تاریخ سپری شده خود را می‌خورند.

ایران شمالی که پیش از این دو بار تغییر الفبا را تجربه کرده و با زبان و الفبای نظامی، شهریار، خاقانی و دیگران بیگانه شده، بار دیگر الفبای خود را تغییر داد.

در ایران شمالی امروز فرزندان، زبان و الفبای پدر بزرگ‌هایشان را نمی‌دانند و بعد از این نیز فرزندان اینان با زبان و الفبای پدرانشان فاصله خواهند گرفت.

این تغییر الفبا که ایران شمالی را ‪۷۰ سال از پیشینه خود دور کرد، آنها را ‪ ۷۰ سال دیگر از هویت خود دور خواهد کرد.

نسل‌های آتی در ایران شمالی دیگر مقوله‌ای به نام "هویت فرهنگی ـ تاریخی" نخواهند داشت، چرا که هویت و پشتوانه فرهنگی یک ملت را گنجینة مکتوب تشکیل می‌دهد که با تغییر خط و زبان مردم با گنجینة مکتوب بازمانده از صدها سال بیگانه می‌شوند.

با روندی که دولت لاییک و ضداسلامی باکو در پیش گرفته، بی‌شک جامعة ایران شمالی دچار خسارتهای فرهنگی جبران‌ناپذیر دیگری خواهد شد که در تداوم سیاست‌های ضداسلامی روسیه بر این جامعه تحمیل می‌شود. اگر دَهِها روسها در راستای تغییر فرهنگ و هویت مردم ایران شمالی کوشیدند و فاجعة فرهنگی برای این مردم رقم ردند، امروز در غرب از ترکیه به عنوان رابط و کاتالیزور برای تغییر هویت ملی، فرهنگی و مذهبی جامعة‌ ایران شمالی استفاده می‌کند. تغییر الفبا به نوع لاتین، عدم معرفی اسلام به عنوان دین رسمی در قانون اساسی، تأکید بر لاییک بودن حکومت، ممنوعیت تدریس قرآن در مدارس دولتی و ممنوعیت حجاب در ایران شمالی، حاکی از تلاش مشترک غرب، ترکیه و دولت باکو برای تغییر و تحریف هویت ملی، فرهنگی و مذهبی مردم ایران شمالی و تحمیل فاجعة تاریخی دیگری برای این مردم مظلوم و جدامانده از ایران است.

 

 

+ نادر موثقی ; ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱٩
    پيام هاي ديگران ()