تبریز باکو

 

سال تلاش دشمنان برای تغییر هویت اسلامی  -  ایرانی

 

 

مسلمانان قفقاز و ایران شمالی

 

 

نوشته : هادی اردبیلی

 

ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ، سرزمینی است که از ایران جدا شده و اکثریت مردم آن مسلمان و شیعه می‏باشد . این سرزمین با تحمیل عهدنامه‏های نفرت‏انگیز گلستان ( 1192 شمسی ) و ترکمانچای (1206 شمسی ) بر ایران ، تحت اشغال روسیه قرار گرفت .

پس از اشغال سرزمین‏های قفقازی ایران توسط روسیه ، مسلمانان و بخصوص شیعیان آذری آن سامان به آسانی حاکمیت روسیه را نپذیرفتند .چنانکه دراشعار برخی شاعران در آن روزگار آمده است ، مردم مسلمان سرزمین‏های اشغالی ، حاکمیت روسیه را حاکمیت کفر دانسته و به شیوه‏های مختلف می‏کوشیدند از سلطه و سیطره روسیه رها شده و دوباره به سرزمین مادری خود ایران -  سرزمین اسلام و تشیع -  بپیوندند. مروری بر تاریخ ، حاکی از آن است که مسلمانان قفقاز ، بخصوص شیعیان ، به قیامهای متعددی علیه روسها دست زدند . اما از آن روی که این قیامها محدود ، فاقد سازماندهی ، رهبری و پشتیبانی بود ، توسط متجاوزان روس سرکوب شد . بعد از تحمیل عهدنامة‌ گلستان بر ایران ، آنگاه که شیعیان قفقاز ، استیلای روز افزون روسها را بر ابعاد مختلف حیات خود مشاهده کردند ، تومارهای متعددی را به مراجع نجف ارسال کرده و از آنها برای رهایی خود از سیطرة حکومت کفر ( روسیه ) کمک خواستند . اقدامات شیعیان قفقاز در این باره به حدی گسترده بود که عموم مراجع و علمای شیعة عراق و ایران ، برای رهایی سرزمین اشغالی ایران در قفقاز جنوبی فتوای جهاد صادر کرده و جهاد در راه آزادی سرزمین‏های اشغال شده و رهایی مسلمانان قفقاز از اسارت روسیه را بر عموم واجب دانستند .

نگاهی به میراث فرهنگی قفقاز بخصوص مناطقی مانند نخجوان ، بادکوبه ، گنجه ، دربند ، داغستان و بخصوص مناطقی که امروز در قالب ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) گنجانده شده ، دلیلی انکارناپذیر بر اثبات هویت اسلامی و شیعی مردم ساکن در ایران شمالی است . کتابهای بازمانده از قرون گذشته مانند دیوان نظامی گنجوی ، دیوان خاقانی شروانی ، بهار شروانی و صدها شاعر و نویسنده و عالم دین که سرشار از معارف اسلامی است ، زبان گویای هویت اسلامی ایران شمالی است .

در ایران شمالی ، مساجدی وجود دارد که صدها سال پیش ساخته شده‏ است  ، مسجد جمعه ( جامع ) بادکوبه ، مسجد شروانشاهان ، مسجد معروف شاماخی ، مسجد شاه عباس در گنجه و ... از جملة‌ این مساجد کهن است که وجود آنها ، روشن‏ترین دلیل  هویت اسلامی و شیعی ایران شمالی است . اصولاً ایران شمالی طی سده‏های گذشته یکی از پایگاههای معارف اسلامی بوده و علاوه بر اینکه در مناطق مختلف این سرزمین از جمله بادکوبه ، شاماخی ، نخجوان ، اردوباد ، گنجه و ... حوزه‏های علمیة شیعی فعال بود ، صدها و هزاران تن از طالبان دانش ،  پس از طی مراحلی در حوزه‏های علمیة یاد شده ، راهی نجف اشرف می‏شدند و به مراتب بالای علم و معرفت دست می‏یافتند . آیه الله العظمی فاضل لنکرانی که امروز یکی از مراجع بنام جهان تشیع می‏باشد ، از تبار علمای بزرگ ایران شمالی ( شهر لنکران ) است .

منظور از این اشارات و بازگویی کلماتی چند دربارة‌ هویت اسلامی ایران شمالی ، تبیین ضرورت بررسی وضعیت دینی امروز در ایران شمالی است .

چنانکه ذکر شد ، « اسلام » اساسی‏ترین عامل مقاومت مسلمانان قفقاز در مقابل اشغالگران روس بود . قیام شیخ شامل ( امام شامل ) در قفقاز  و جنگهای بلند مدت وی با روسها ، با تکیه بر اسلام صورت گرفت و حرکتهای متعدد مسلمانان در سرزمین‏های قفقازی ایران در مقابل استیلای روسها نیز خاستگاهی دینی و مذهبی داشت . از این روی ، روسها پس از اشغال سرزمین‏های قفقازی ایران ، اقدامات گسترده‏ای برای تغییر و تحریف فرهنگ و هویت اسلامی – ایرانی آذریهای بازمانده در شمال ارس سامان دادند . روسها با خشن‏ترین شیوه‏ها مسلمانان را سرکوب و تحقیر می‏کردند . اراضی کشاوری مسلمانها به نام « امپراتور » غصب می‏گردید تا مسلمانان از لحاظ اقتصادی همواره تحت فشار باشند .

مأموران روسیه از شهرها تا دورافتاده‏ترین روستاها حضور می‏یافتند و به بهانه‏های مختلف اهالی بی‏دفاع را آزار می‏دادند و از سوی دیگر ، اقدامات گسترده‏ای برای مهاجرت روسها به ایران شمالی انجام می‏دادند . زمین‏های حاصل‏خیز در اختیار روسهای مهاجر قرار می‏گرفت تا به سکونت در ایران شمالی تشویق شوند ، و تلاش می‏شد که طرز زندگی اهالی مسلمان تحت تأثیر فرهنگ روس ومسیحیت تغییر یابد . روسها ، در اراضی ایران شمالی ، مدارسی به سبک جدید دایر کردند که در این مدارس زبان و فرهنگ روسی به دانش‏آموزان مسلمان تعلیم داده می‏شد ، در حالی که زبان ملی ، تاریخی و نوشتاری آذریهای ایران شمالی همچون زبان ملی مردم ایران ، زبان فارسی بود ...

با وقوع انقلاب کمونیستی در روسیه ، تلاش برای تغییر و تحریف هویت اسلامی مردم ایران شمالی گسترده‏تر و نظام مندتر شد . لنین ، که رهبر انقلاب کمونیستی بود ، مذهب را افیون توده‏ها معرفی می‏کرد . پس از تشکیل حکومت کمونیستی در روسیه ، کشتار وسیع علما و روشنفکران و شاعران در ایران شمالی آغاز شد. برخی از عالمان و فرهیختگان به ایران گریختند و آنان که ماندند یا اعدام شدند و یا دسته دسته به سیبری تبعید گردیدند و از سرنوشت آنها کسی باخبر نشد. در سالهایی که به سالهای 37 (1937) معروف است ، حکومت کمونیستی به رهبری استالین ، خونین‏ترین کشتار را در « شوروی » و بخصوص ایران شمالی به راه انداخت .

حکومت شوروی ، برای ایجاد شکاف معنوی و فرهنگی بین مسلمانان شمال ارس با ملت ایران ، و تغییر و تحریف هویت ایرانی -  اسلامی آنها اقدامات گسترده‏ای انجام داد . آموزش زبان فارسی در مدارس ممنوع شد . الفبای اسلامی ( الفبای عربی -  ایرانی ) به الفبای روسی تغییر یافت . تغییر الفبا ، بزرگترین و فاجعه بارترین اقدام روسها برای تحریف هویت و فرهنگ اسلامی مسلمانان قفقاز بخصوص آذریهای آن سامان بود . با تغییر الفبای اسلامی به الفبای روسی ( کیریل ) ، ارتباط نسل جدید مسلمانان قفقاز را با گذشتة‌ فرهنگی خود و با دریای بیکران معارف اسلامی -  ایرانی قطع کردند .

حکومت شوروی ، انتشار مطبوعات به زبان فارسی را ممنوع کرد . علاوه بر اینها ، حکومت شوروی برای پیشگیری از مهاجرت مسلمانان ساکن در اراضی اشغالی ایران ( اراضی اشغال شده در نتیجة عهدنامه‏های گلستان و ترکمانچای ) ، مرزها را در این ناحیه به شدت تحت مراقبت قرار داد ، چنانکه نزدیک شدن به مرز ایران بدون داشتن مجوز از ارگانهای ویژه برای اهالی ممنوع بود .

حکومت شوروی همزمان با تلاش برای از بین بردن و تحریف فرهنگ و هویت اسلامی -  ایرانی مسلمانان قفقاز ، اذهان نسل جدید را از مفاهیم کمونیستی و ناسیونالیسم آذری ( پان آذریسم ) سرشار می‏کرد و در این راستا ، نخبگان منحرف محلی را نیز به خدمت می‏گرفت تا به تولید آثار مکتوب و هنری و ادبی علیه اسلام و ایران بپردازند  و کسانی که در این راستا تلاش می‏کردند ، تحت حمایت‏های سیاسی و مالی و تبلیغی قرار می‏گرفتند . « صمد وورغون » را می‏توان به عنوان نمونه‏ای از این طیف منحرف نام برد .وی که از طرف حکومت خونریز شوروی به عنوان « شاعر خلق !» معرفی شد ، شعرهای متعددی علیه اسلام ، قرآن کریم و ایران سروده و تا ابد نام خود را با ننگ و سیاهی آلوده کرده است .

چهره‏های سیاسی و امنیتی مانند نریمان نریمان اف ، میرجعفرباقراف و حیدرعلی‏اف نیز در پیشبرد اهداف فرهنگی -  سیاسی و امنیتی حاکمان مسکو در ایران شمالی نقش بسزایی داشتند . نریمان نریمان اف درتسلط دوبارة مسکو بر اراضی ایران شمالی بعد از وقوع انقلاب کمونیستی نقش مؤثری داشت .

میرجعفرباقراف ، یکی از ننگین چهره‏های تاریخ است که درکشتار و اعدام هزاران تن از اهالی بی‏گناه در ایران شمالی و آذربایجان ایران دست داشت . پس از مرگ استالین و به حکومت رسیدن خروشچف درشوروی ، و فاش شدن جنایات دارو دسته استالین ، میرجعفرباقراف با اعتراف به قتل هزاران تن از مخالفان حکومت و افراد بی‏گناه تیرباران شد . میرجعفرباقراف را می‏توان در ردیف کسانی قرار داد که به نسل کشی اقدام کرده‏اند . حیدرعلی‏اف یکی از ژنرالهای ک . گ . ب ( سازمان مخوف امنیتی شوروی ) بود که به علت خدمات گسترده‏اش به حاکمیت مسکو ، تا حد معاون نخست وزیر شوروی بالا رفت و از افراد مورد اعتماد « برژنف » ( رهبر شوروی ) شمرده می‏شد .

با روی کار آمدن گورباچف ، دار و دسته برژنف و از جمله حیدرعلی‏اف از صحنة‌ سیاسی به بیرون رانده شدند . اما پس از فروپاشی شوروی ، وی با حمایت ک . گ . ب ، دوباره بر ایران شمالی مسلط شد و ده سال حکومت کرد و پس از وی ، فرزندش به حکومت ادامه داد .

حیدرعلی‏اف به اجرای سیاستهای فرهنگی شوروی در ایران شمالی ادامه داد . وی مبارزه گسترده‏ای را با اسلام آغاز و دولت باکو را به عنوان دولتی لاییک معرفی کرد . علاوه بر این ، وی در جهت تثبیت حاکمیت خود ، رزمندگان داوطلب برای آزادی قره‏باغ ( آمونها ) را خلع سلاح ، و برخی از آنها را زندانی کرده ، یا به شهادت رساند . مبارزه با اسلامگرایان و تفکر اسلامگرایی از دیگر اقدامات بود . وی با توصیة‌ آمریکا ، حزب اسلامی را منحل و دهها تن از فعالان آن را دستگیر کرد . حاج‏علی اکرام علیزاده ، رهبر حرکت اسلامی را نیز برای یازده سال به زندان انداخت ...

حیدرعلی‏اف در کنار مبارزه فیزیکی و دستگیری و کشتار اسلامگرایان ، به جنگ فرهنگی با اسلام پرداخت . سیاست فرهنگی حکومت حیدرعلی‏اف همانند سیاست فرهنگی حکومت کمونیستی شوروی بود . علی‏اف ، آموزش قرآن و تعلیمات دینی را در مدارس دولتی و عمومی ممنوع کرد و دستور داد که به جای قرآن و تعلیمات دینی « موسیقی و تاریخ آذربایجان » به دانش آموزان تعلیم داده شود . در دوره حکومت حیدرعلی‏اف ، مؤسسات صهیونیستی و مسیحی غرب ، نمایندگی‏های متعددی را در شهرهای مختلف ایران شمالی دایر کرده و به تبلیغ مسیحیت و صهیونیسم پرداختند . اما حوزه‏های علمیه دینی که در سالهای نخست پس از فروپاشی شوروی ، در شهرهای مختلف دایر شده بود ، تعطیل گردید . همچنین کسانی که به مقصد تحصیل علوم دینی به ایران می‏رفتند ، تحت پیگیرد و آزار سازمان امنیتی علی‏اف قرار گرفتند . تعدادی از آنها نیز دستگیر و زندانی شدند . سازمان امنیتی علی‏اف ، کسانی را که برای تحصیل علوم دینی به ایران می‏رفتند ، هنگام بازگشت دستگیر کرده و تحت شکنجه‏های غیر انسانی قرار می‏دادند تا اقرار کنند که برای آموزش عملیات تروریستی به ایران رفته‏اند . سپس فیلمهای را که از اقرارهای غیر واقعی تهیه کرده بودند ، در تلویزیونهای باکو پخش می‏کردند تا دانشجویان علوم دینی را به عنوان تروریست به افکار عمومی معرفی کنند.

حیدرعلی‏اف تشکلی را با عنوان « کمیتة‌ دولتی نظارت بر امور دینی « تأسیس کرد و یک مسیحی را به ریاست آن منصوب کرد . این کمیته در بسترسازی برای فعالیت مؤسسه‏های یهودی و مسیحی و وهابیت در ایران شمالی و نیز پیشگیری از فعالیت تشکلهای شیعی نقش داشته است .

علی‏اف نیز همانند روسها ، الفبا را تغییر داد و به جای بازگشت به الفبای اصیل و ملی و ریشه‏دار ( الفبای اسلامی ) ، الفبای لاتین را جایگزین الفبای کیریل کرد.

عمده‏ترین هدف حیدرعلی‏اف ، مبارزه با اسلام و شیعه و هویت اسلامی مردم ایران شمالی بود .چندین سال قبل از فروپاشی شوروی و تحت تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، نشانه‏های روشنی از آغاز « بیداری اسلامی » در بین مسلمانان قفقاز بخصوص آذری‏ها به چشم می‏خورد . پس از فروپاشی شوروی و آزادی نسبی به دست آمده در سالهای نخست جدایی ایران شمالی از شوروی ، موج بیداری اسلامی در این منطقه گسترش یافت . مساجد یک یک بازسازی شدند . جمعیت‏های اسلامی شکل گرفت و بیش از 250 هزار نفر به عضویت حزب اسلامی درآمدند .حوزه‏های علمیه دینی در شهرهای مختلف دایر شد .

جوانان اسلامگرا ، دسته دسته در گروههای داوطلب برای آزادی قره‏باغ و مقابله با دشمن متجاوز متشکل می‏شدند . این جوانان که با الگوگیری از رزمندگان بسیجی ایران و حزب ا... لبنان ، هدفی جز آزادی سرزمین‏های اشغالی نداشتند ، با انگیزه‏های دینی رهسپار جبهه‏های قره‏باغ می‏شدند .

همة اینها نشانه‏های انکارناپذیری از بیداری اسلامی و تلاش مسلمانان آذری برای بازیابی هویت اسلامی بود . اگر این وضعیت ادامه می‏یافت ، بی‏گمان نه تنها تمامیت ارضی ایران شمالی حفظ می‏شد ، بلکه حکومت دیکتاتوری مانند حکومت علی‏اف‏ها نمی‏توانست دوام بیاورد . و از سوی دیگر کشورهای استعماری و دشمن اسلام ، مانند آمریکا ، اسراییل و انگلستان نمی‏توانستند ایران شمالی – این دروازة قفقاز -  را تحت تسلط خود درآورند . بنابراین ، منافع مشترک حکومت علی‏اف ، آمریکا و صهیونیسم جهانی ، ایجاب می‏کرد که به شدت با موج بیداری اسلامی و شکوفایی هویت اسلامی در این سرزمین مقابله شود .

و اینگونه بود که حیدر‏علی‏اف با حمایت آمریکا و اسراییل ، به سرکوب جریان اسلامگرا پرداخت و علاوه بر اقدامات فرهنگی یاد شده برای مقابله با اسلام ( تغییر الفبا ، ممنوعیت تدریس تعلیمات دینی در مدارس ، تعطیلی حوزه‏های علمیه دینی ، محدودیت انتشار کتابهای دینی و رساله‏های مراجع تقلید ، انحلال حزب اسلامی ، تخریب مسجد در منطقه خطایی  و ....) به دشمنان اسلام و مؤسسات صهیونیستی -  مسیحی و حتی مؤسسات بودایی و شیطان پرستی اجازه داد که در این کشور اسلامی آزادانه به تبلیغ و فعالیت دینی -  سیاسی بپردازند . از سوی دیگر ، علی‏اف برای ایجاد یک تکیه‏گاه کاذب معنوی برای حاکمیت خود -  همانند میر جعفر باقراف -  ایدة‌ ناسیونالیسم آذری ( ملی گرایی آذری ) را به عنوان ایدة‌ دولتی مطرح کرد تا با قرار دادن ناسیونالیسم در مقابل دین و مذهب ، جامعه را به فاصله گرفتن از ارزشهای دینی سوق دهد و در عین حال ، حاکمیت استبدادی خود را در پوشش ناسیونالیسم آذری و ملی‏گرایی افراطی توجیه کند . بدینگونه بود که حکومت حیدرعلی‏اف ، مخالفان و اسلامگرایان را به عنوان « دشمنان آذربایجان ! » به افکار عمومی معرفی می‏کرد تا بهانة‌ تبلیغاتی لازم را برای سرکوب مخالفان خود داشته باشد . در راستای این تبلیغات دروغین ، به دستور حیدرعلی‏اف ، هزار تن از مقامات حاکمیت و جیره‏خواران آنها در کشورهای دیگر ، در سال 1380 همایشی را در باکو برگزار کرده و آن را « کنگرة آذربایجانی‏های جهان !» نامیدند . به عبارت دیگر ، حیدرعلی‏اف خود را حاکم آذری‏های جهان می‏دانست !؟

حیدرعلی‏اف در راستای مبارزه با بیداری اسلامی و شکوفایی حرکت اسلامی در ایران شمالی و قفقاز ، ارتباط تنگاتنگی را با رژیم اشغالگر قدس و هستة جهانی صهیونیسم برقرار و مسیر نفوذ یهودیان و صهیونیسم را در ایران شمالی هموار کرد. اقدامی که عاقبت حاکمیت باکو تاوان آن را خواهد پرداخت ...

پس از مرگ حیدر‏علی‏اف ، فرزند وی ( الهام‏علی‏اف ) بر تخت نشست و سیاست‏های ضد اسلامی پدر خود را ادامه داد . رژیم حاکم بر ایران شمالی همچنان به تلاش خود برای تغییر و تحریف هویت اسلامی مردم این خطه و مبارزه با اسلام و تشیع ادامه می‏دهد . پخش صدای اذان از رادیو –  تلویزیون دولتی همچنان ممنوع است ، اما پخش فیلمهای غیراخلاقی و تبلیغات تهوع‏آور دربارة موسیقی ، زبان و ناسیونالیسم نژاد پرستانه به یکی از ویژگی‏های شبکه‏های داریو -  تلویزیونی رژیم باکو تبدیل شده است . در حالی که تاکنون حتی یک نشست دربارة تشیع در ایران شمالی برگزار نشده ، رژیم باکو با تبلیغات فراوان همایش دیگری را تحت عنوان خنده‏آور « کنگرة آذربایجانی‏های جهان ! » در اسفند 1384 برپا کرد . این همایش نیز حرکتی در راستای تحریف هویت اسلامی مردم ایران شمالی بود . سخنرانان این همایش از الهام‏علی‏اف گرفته تا مهمانان بیگانه کوچکترین اشاره‏ای به اسلام و تشیع نکردند و پیوسته بر طبل ناسیونالیسم آذری کوبیدند . بدینگونه الهام‏علی‏اف نیز مانند پدرش کوشش می‏کند ، خود را « حاکم آذری‏های جهان ! » و مخالفان رژیم دیکتاتوری خود را « مخالف آذربایجان ! » قلمداد کند ...

بدینگونه پس از انعقاد عهدنامه‏های سیاه گلستان و ترکمانچای و اشغال سرزمین‏های قفقازی ایران تا امروز ، دشمنان برای تغییر و تحریف هویت اسلامی -  ایرانی این سرزمین‏ها کوشیده‏اند و این اقدامات همچنان ادامه دارد ... با این حال از آن روی که فطرت انسانها ، فطرتی الهی و دینی است روز به روز بیداری اسلامی در ایران شمالی در حال گسترش است . مردم مسلمان این منطقه ، پس از رهایی از چنگال آهنین کمونیسم ، تحت ستم غرب و غربگرایان قرار گرفتند . حاکمان باکو با افتخار تمام از ایجاد « دولت دنیوی و لاییک » سخن می‏گویند ، اما اکنون مردم می‏بینند که این « دولت دنیوی » ، نه تنها دنیای آنان را تأمین نکرده بلکه برای هویت اسلامی آنها تلاش می‏کند ، اکنون در جامعه اسلامی ، دورة بازگشت به ارزشهای اصیل دینی و انسانی و درک هویت اسلامی و شیعی آغاز شده است ...

 

+ نادر موثقی ; ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱۱
    پيام هاي ديگران ()