تبریز باکو

 

خط لولة باکو ـ جیهان (ترکیه)

یا

خط لولة‌ باکو ـ آشکلون (اسراییل)

*رسول اردبیلی

 

اخیرا، اظهارات مقامات رژیم حاکم بر ایران شمالی (دولت باکو)، دربارة تأمین سی درصد از نفت مورد نیاز اسراییل در مطبوعات و رسانه‏های باکو بازتاب داشته است.

اخبار حکایت از آن دارد که صدور نفت از سواحل باکو به اسراییل رو به فزونی است و تا یک سال دیگر، پنجاه درصد از نفت مورد نیاز اسراییل را دولت باکو تأمین خواهد کرد.

همکاری در زمینة  انرژی میان دولت باکو و رژیم صهیونیستی به نفت محدود نمی‏شود. در سفر اخیر «بنیامین الیعازر» وزیر اسراییلی به باکو، به پیشنهاد الهام علی‏اف در زمینة صدور گاز به اسراییل نیز با وی مذاکره شده است...

پس از فروپاشی شوروی، ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) که با تجاوز روسیه به خاک ایران و انعقاد عهدنامه‏های گلستان و ترکمانچای به اشغال روسیه درآمده بود، به عنوان یک کشور موجودیت یافت و «ایاز مطلب‏اوف» به عنوان امضا کنندة سند آزادی ایران شمالی از اسارت روسیه و به عنوان نخستین رییس دولت، زمام امور را در دست گرفت. «مطلب‏اوف» به عنوان چهره‏ای «روسگرا و کمونیست» مطرح بود که ابوالفضل ایلچی‏بیگ به عنوان چهره‏ای «آمریکاگرا و پان ترکیست» درمقابل وی قرار داشت.

با حمایت شدید آمریکا، اسراییل و ترکیه، دولت مطلب‏اوف سقوط کرد و ایلچی‏بیگ به قدرت رسید. با به قدرت رسیدن ایلچی‏بیگ و حاکمیت غربگرایان پان‏ترکیست و ضد اسلامی ـ که عناد شدیدی نیز با ایران داشتند ـ موقعیت مناسب برای پرداختن به مسأله اصلی فرا رسید: «مسأله نفت،که سواحل باکو سرشار از  آن است...»

کم‏کم زمزمة سرمایه‏گذاری غربی‏ها برای استخراج نفت از سواحل باکو در مطبوعات و رسانه‏ها مطرح شد، اما با وجود تداوم مناقشة قره‏باغ و نشستن ایلچی‏بیگ بر مسند رییس دولت، مسأله صدور نفت از باکو به سوی غرب با پیچیدگی‏ها همراه می‏شد... به زودی و به شکلی اسرار‏آمیز، حکومت ایلچی‏بیگ سقوط کرد. ایلچی‏بیگ، پیش از سقوط، حیدرعلی‏اف را که در نخجوان منزوی بود، به باکو دعوت کرد و پس از نشستی که شبانه و پشت درهای بسته انجام شد، ایلچی‏بیگ سحرگاه به نخجوان گریخت و حیدرعلی‏اف زمام قدرت را در دست گرفت.

به عقیدة کارشناسان مطلع، ایلچی‏بیگ زمینه را برای انتقال قدرت به حیدرعلی‏اف فراهم کرد. زرتشت علیزاده، تحلیل‏گر معروف سیاسی و از رهبران حرکت آزادیخواهی ایران شمالی  در سالهای 1988 می‏گوید: «اساسنامه و مرامنامة‌ جبهه خلق را من نوشته‏ام. به دلیل اینکه از ابتدا در حرکت آزادیخواهی مردم فعال بودم، از اسرار این حرکت خبر دارم و می‏دانم چه کسانی چه نقشی ایفا می‏کردند...

وقتی ایلچی‏بیگ روی کار آمد، به دوستان هشدار دادم که مراقب باشید. ژنرال ک . گ .ب (حیدرعلی‏اف) به قدرت بازخواهد گشت و چنین هم شد...»

در آستانة سقوط ایلچی‏بیگ، آمریکا طرح خط لولة باکو ـ جیهان (ترکیه) را مطرح کرد. بررسی‏های مؤسسات بین‏المللی حاکی از آن بود که نزدیکترین، امن‏ترین و اقتصادی‏ترین مسیر برای خط لولة  باکو ـ جیهان، مسیر «باکو ـ تبریز ـ جیهان» می‏باشد. ایلچی‏بیگ در عین غربزدگی، تمایلات شدید پان ترکیستی داشت و تصور می‏کرد که عبور خط لولة باکو ـ جیهان از آذربایجان  ایران، می‏تواند در جلب تمایل ایرانی‏های آذری به ایدة پان ترکیسم و پان تورانیسم نقش ایفا کند. بدین جهت وی که از نقشة غرب در ترسیم مسیر خط لوله با خبر نبود، اعلام کرد که خط لولة باکو بایستی از خاک ایران به بندر جیهان منتهی شود. بدین منظور «ثابت باقراف» (رییس وقت شرکت نفت) را به تهران فرستاد و وی مذاکراتی با «آقازاده» وزیر نفت وقت ایران انجام داد. با سقوط ایلچی‏بیگ، این مذاکرات ناتمام ماند و ادامة‌ کار به حیدرعلی‏اف سپرده شد.

حیدرعلی‏اف به لندن رفت و قراردادی نفتی موسوم به «قرارداد قرن!» را با شرکتهای بزرگ نفتی امضا کرد. مسیر خط لولة باکو ـ جیهان نیز مطابق دستور آمریکا از باکو به گرجستان ( و در نهایت به بندر جیهان ترکیه) تغییر یافت.

حیدرعلی‏اف با تبلیغات فراوان به مردم وعده داد که در سایة سرمایه‏گذاری میلیاردها دلاری شرکتهای نفتی غرب و آمریکا در سواحل باکو و با فعال شدن خط لولة باکو ـ جیهان، فقر و فلاکت و گرسنگی برای همیشه از کشور رخت برخواهد بست و با درآمدهای سرشار نفتی، مردم چند میلیونی ایران شمالی به مردمی مرفه و ثروتمند تبدیل خواهند شد...

اما اکنون با گذشت بیش از ده سال از وعده‏های حیدرعلی‏اف و علی‏رغم فعال شدن خط لولة باکو ـ جیهان، همچنان مردم ایران شمالی با فلاکت‏بارترین مشکلات اقتصادی روبرو هستند. بسیاری از مناطق کشور فاقد امکانات اولیه گاز، برق و آب بهداشتی است و به اعتراف مقامات باکو، دو میلیون نفر از اهالی برای کار و تأمین معیشت خانواده‏های خود در روسیه به سر می‏برند.

شیوع رشوه نظام اقتصادی، سیاسی و حتی نظام تحصیلی و آموزش عالی کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده و اعطای مدرک از سطح ابتدایی تا سطوح دانشگاهی در مقابل پول به مسأله‏ای عادی تبدیل شده است. در حالی که حقوق ماهانة یک استاد دانشگاه در باکو چیزی در حدود شصت شیروان (حدود یکصدو بیست هزار تومان) می‏باشد، قیمت یکی لیتر بنزین، هزار تومان می‏باشد...

اکنون روزانه از سواحل باکو صدها هزار بشکه نفت صادر می‏شود. خط لولة باکو ـ جیهان فعال است و از طریق همین خط لوله نفتی، نفت مورد نیاز اسراییل تأمین می‏شود. به عبارت دیگر، یکی از اهداف عمدة احداث این خط لوله، تأمین نفت اسراییل از منبعی مورد اطمینان بوده است.

اکنون می‏توان دریافت که چرا خط لولة باکو ـ جیهان به جای مسیر ایران (امن‏ترین، کوتاه‏ترین و اقتصادی‏ترین مسیر)، از مسیر گرجستان به بندر جیهان کشیده شد.

اکنون مسأله دیگری نیز در مطبوعات باکو مطرح شده است و آن امتداد خط لوله یاد شده از بندر جیهان (ترکیه) به «آشکلون» (اسراییل) می‏باشد، و در این باره مذاکراتی میان مقامات باکو، آنکارا و رژیم صهیونیستی دربارة امتداد خط لولة‌ باکو ـ جیهان به «آشکلوم»، آغاز شده است... مقصد نهایی نفت باکو، اسراییل است. و امروز دولت باکو بزرگترین تأمین کنندة مایة حیاتی رژیم صهیونیستی است. به بیان دیگر، «باکو ـ جیهان» یک اسم پوششی بود که برای فریب افکار عمومی، بر روی خط لوله «باکو ـ آشکلون» گذاشته شد.

 

+ نادر موثقی ; ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱۱
    پيام هاي ديگران ()