تبریز باکو

عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای ...

عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای  و سرنوشت سیاه

مسلمانان قفقاز بعد از جدایی از ایران

دکتر عارف محمدزاده

 

اگرچه در بررسی جنگ‌ها و تجاوزات روسیه به ایران و در نهایت اشغال سرزمین‌های قفقازی ایران با انعقاد عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمانچای، اغلب پژوهشگران به توسعه‌طلبی امپراتوری روسیه تزاری و وصیت‌نامة‌ پترکبیر مبنی بر دستیابی به آبهای گرم، اشاره می‌کنند، اما به نظر می‌رسد موضوع مهمی که در جنگ روسیه با ایران و اشغال سرزمین‌های قفقازی ایران دخیل بوده، تلاش یک دولت مسیحی (روسیه) برای اشغال سرزمین‌های تحت حاکمیت مسلمانان (ایران) می‌باشد. اگر علل وقوع بسیاری از جنگ‌های قرن نوزدهم میلادی و قرنهای پیش از آن را بررسی کنیم، درمی‌یابیم که در وقوع این جنگ‌ها، تلاش امپراتوریهای مسیحی (مانند روسیه) و مسلمان (امپراتوری عثمانی) برای گسترش سرزمین‌های خود و محدود کردن سرزمین‌های پیروان دین رقیب، به مثابة‌ عاملی مهم نقش داشته است. دین و مذهب در این جنگ‌ها، عاملی مؤثر در وقوع جنگ‌ها و شکست و پیروزی طرفین بود. علاوه بر جنگ‌های روسیه و عثمانی، عثمانی و اروپا، در جنگ‌های بین ایران و عثمانی نیز مسألة مذهب (تسنن و تشیع) نقش بارزی داشته است.

در جنگ‌های بین روسیه و عثمانی، طرفین از همدینان خود در درون مرزهای همدیگر برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کردند. این استفاده صرفاً بر مبنای سیاسی کاری نبود. زیرا نه دولت روسیه و نه دولت عثمانی لاییک نبودند (اگرچه امروز نیز دولت‌های لاییک علی‌رغم شعارها و ادعاهایشان مبنی بر یکسان‌نگری نسبت به مذاهب و ادیان از دین و مذهب مورد علاقة خود حمایت کرده و از ادیان و مذاهب برای پیشبرد خود سود می‌جویند). امپراتوری روسیه، یک امپراتوری مسیحی و امپراتوری عثمانی یک امپراتوری اسلامی (سنّی) بود. قیام شیخ شامل در درون روسیه، از حمایت عثمانی برخوردار بود. شورش‌ها و اقدامات ارامنه در درون قلمرو عثمانی نیز حمایت و دخالت روسیه را پشت سر داشت. مسیحیان قلمرو عثمانی نیز از حمایت اروپا برخوردار بودند و در فروپاشی عثمانی نیز نقش داشتند. یهودیان نیز با توافق با اروپا و انگلیس برای اشغال فلسطین در فروپاشی عثمانی نقش بازی کردند.

سرزمین‌های قفقازی ایران، همواره در معرض تجاوزات روسیه و عثمانی بود، هر کدام از طرفین همواره کوشش داشتند که این اراضی استراتژیک را به اشغال خود درآورند. زیرا هر کدام از طرفین که می‌توانستند این اراضی را تحت اشغال درآورند، در مقابله با رقیب، از موقعیت ممتازی برخوردار می‌شدند و می‌توانستند نه تنها سرنوشت جنگ‌های آینده را به سود خود رقم زنند، بلکه از دخالت طرف مقابل در درون مرزهای خود در حد بالایی جلوگیری کنند، ضمن اینکه با اشغال این سرزمین‌ها می‌توانستند ایران را نیز ضعیف کنند. ایران به عنوان یک قدرت شیعی، بعد از برپایی دولت وحدت‌ملی توسط شاه‌اسماعیل صفوی همواره از سوی روسیه و عثمانی در معرض تهدید و جنگ قرار داشت. با این وصف، هرگاه که اقتدار دولت مرکزی در ایران رو به ضعف می‌نهاد، لشکرکشیهای ترکهای عثمانی و روسها به سرزمین‌های قفقازی ایران آغاز می‌شد.

دستمایه و بهانة‌ آغاز جنگ روسیه با ایران نیز بر سر گرجستان مسیحی بود. گرجستان مسیحی که جزئی از قلمرو تحت حاکمیت ایران بود، تحت فشارها و دخالت‌های روسیه، جدایی خود از ایران و تابعیت خود را به روسیه اظهار کرد و روسیه به بهانة حمایت از گرجی‌های مسیحی، در نخستین سالهای قرن نوزدهم میلادی (1803 میلادی / 1182 شمسی) با حمله به گنجه جنگ را بر ایران تحمیل کرد. بعد از ده سال جنگ مستمر، روسیه با حمایت و همدستی انگلستان صلحی را بر فتحعلی‌شاه قاجار تحمیل کرد که بسیار بدتر از جنگ بود. به موجب عهدنامه گلستان (1813 میلادی/ 20 مهر ماه 11292 شمسی) بخشهای بزرگی از ولایت‌های قفقازی ایران از جمله گرجستان، گنجه، باکو و ... تحت اشغال روسیه درآمد. روسها بعد از اشغال این ولایت‌ها، اقدامات گسترده‌ای را برای مبارزه با اسلام و تشیع سامان دادند. این نیز حاکی از آن است که روسیه همواره درصدد تغییر هویت اسلامی و شیعی این سرزمین‌ها بوده است. مصادره اموال مسلمانان، تخریب مساجد، تجاوز به نوامیس، تحقیر و آزار عزاداران، شاعران و مداحان اهل بیت (ع)، تعرض به نوامیس مسلمانان در انظار عمومی و برداشتن حجاب زنان مسلمان، کشتار علما و سادات، آتش‌افروزی و سوختن قرآن کریم در ملاعام و ... از جمله اقدامات روسها بود که بعد از انعقاد عهدنامة‌ گلستان در سرزمین‌های تحت اشغال خود انجام می‌دادند.

همین اقدامات روسها بود که موجب شد، مسلمانان مناطق اشغال شده با سفر به ایران و نجف و کربلا و دیدار با علما و مقامات ایران، ارسال تومارها و شکایت‌نامه‌ها و رنج‌نامه‌ها، فریاد  دادخواهی خود را به گوش شیعیان و سران مملکت شیعه بخصوص مراجع تقلید برسانند و در حقیقت دور دوم جنگ‌های روسیه ـ ایران که به سال 1205 شمسی با حملة‌ برق‌آسای ارتش مردمی ایران به فرماندهی سردار عباس میرزا آغاز شد، هدفی جز آزادی مسلمانان مناطق تحت اشغال از اسارت ستمگریهای روسیه نداشت. بعد از انعقاد عهدنامه ترکمانچای (1828 میلادی) و اشغال کامل (سرزمین‌های قفقازی ایران از جمله نخجوان، لنکران، ایروان و ... توسط روسیه، اقدامات گسترد‌ه‌تری برای تضعیف تشیع و تغییر هویت دینی اهالی در این سرزمین‌ها انجام شد. بعد از برپایی حکومت فراگیر شیعه در ایران، توسط شاه اسماعیل صفوی همواره ایران کانون قدرت سیاسی شیعیان جهان بود و در خارج از ایران، شیعیان همواره به عنوان یاوران حکومت ایران قلمداد می‌شدند. چنانکه به همین اتهام، ترکهای عثمانی به دستور سلطان سلیم چهل هزار شیعه را در آناتولی قتل‌عام کردند، روسها نیز با همین نگرش، بر سرزمین‌های اشغال شده ایران در قفقاز حکومت می‌کردند. اکثریت جمعیت قفقاز جنوبی مسلمان و شیعه بودند (و اکنون نیز چنین است). روسها درکنار مبارزه فرهنگی با تشیع و تلاش برای گسترش فرهنگ برهنگی زنان، رواج میخوارگی و قمار و عشرت‌طلبی  و تبهکاری در میان شیعیان آذری به اقدام مهم دیگری نیز دست زدند، این اقدام تغییر ترکیب جمعیتی قفقاز جنوبی و ایجاد نزاع‌های خونین میان ارامنه و مسیحیان با شیعیان بود. دولت روسیه با حمایت از سرمایه‌داران و فعالان اقتصادی روس و  ارمنی، تلاش کرد تا اقتصاد قفقاز جنوبی در دست آنها قرار گیرد. علاوه بر این، با اعطای امتیازات ویژه به مأموران و خانواده‌های روس و تقسیم زمین‌های مصادره شده مسلمانان بین روسهای اعزامی به قفقاز جنوبی تلاش کرد تا روسها و ارامنه را به سکونت در اراضی اشغالی ترغیب کند. در سایة اقدامات روسیه، فرهنگ مسیحی و سرمایه‌سالاری و عشرت‌طلبی و خشونت و آدمکشی برمناطق پرجمعیت مانند باکو و تلفیس در حد زیادی حاکم شد. وضعیت اجتماعی آن دوره بخصوص وضعیت زنان و خرافات‌گرایی در اشعار برخی شاعران از جمله صابر شیروانی منعکس شده است.

بعد از پیروزی انقلاب کمونیستی در روسیه (1917 میلادی)، مبارزه با اسلام و بخصوص تشیع در قفقاز جنوبی تشدید شد و با خشونت بیشتر، کشتار علما، دانشمندان، روشنفکران دینی، شاعران و نویسندگان و نابودی آثار مکتوب علمی و مذهبی تداوم یافت. در حقیقت حکومت کمونیستی روسیه به تکمیل اقدامات ضدشیعی امپراتوری تزاری پرداخت و در از بین بردن مظاهر و کانونهای هویت شیعی از جمله مساجد، حوزه‌های علمیه، و نیز ممنوعیت آموزش علوم دینی و سفر دانشجویان به مراکز تحصیلی ایران و عراق، جمع‌آوری و نابودی کتابهای علمی و مذهبی شیعه، از هیچ اقدامی فروگذار نکرد. صدها تن از علمای شیعه در مناطق مختلف مانند باکو، گنجه، نخجوان و ... طی سالهای معروف به « سالهای 37» (1937) به قتل رسیده یا به سیبری تبعید شدند. عده‌ای از علما و دانشمندان و خانواده‌ها نیز با مشقت بسیار به ایران گریختند...

حکومت اتحاد جماهیر شوروی علاوه بر اقدامات یاد شده، برای تغییر فرهنگ شیعیان و قطع کردن ارتباط آنها با پیشینة فرهنگی، تاریخی شیعه و ایران، به تغییر الفبا دست زد و نوعی الفبای روسی را بر مردم تحمیل کرد و آموزش زبان فارسی و انتشار کتاب و نشریه بدین زبان را که زبان درس و دانش و شعر و ادب بود، ممنوع ساخت. حکومت کمونیستی اتحاد شوروی، علاوه بر آنکه طرحهای متعددی را برای تغییر هویت شیعی قفقاز جنوبی انجام داد، در مراحل بعدی تلاش کرد تا علاوه بر رفع نگرانی‌های خود از گرایش اهالی آن سامان به ایران، منطقة ایران شمالی (جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی) را به پایگاهی علیه شیعیان ایران بخصوص آذربایجان تبدیل کند. حکومت استالین، که یا خون و خشونت و ترویج فرهنگی ویژه (آمیزه‌ای از کمونیسم و قوم‌گرایی، و استخدام قوم‌گرایی «پان‌آذریسم» در راستای تحقق اهداف کمونیستی و توسعه‌طلبانه) تسلط خود را بر شیعیان قفقاز تثبیت شده می‌دانست، در صدد آن برآمد تا آذربایجان ایران را نیز به شوروی ضمیمه کند و به همین منظور در سال 1324 (1945 میلادی) در حالی که نیروهای شوروی آذربایجان را اشغال کرده بود، فرقه دمکرات را توسط کمونیست‌های سابقه‌دار مانند میرجعفر باقراف و میرجعفر پیشه‌وری بنیان نهاد ... پایگاه اصلی اجرای این طرح، باکو و حزب کمونیست باکو بود.

در هر حال، همانگونه که به روشنی پیداست، اشغال ولایت‌های قفقازی ایران توسط روسیه، عامل اساسی و مهمی در تضعیف تشیع در قفقاز و پیشگیری از گسترش آن به سوی سایر مناطق تحت حاکمیت روسیه به شمار می‌رود که در ابعاد مختلف، نیاز به پژوهشهای گسترده دارد. وضعیت نابسامان امروز شیعیان قفقاز جنوبی، ناشی از سرنوشتی است که با انعقاد عهدنامه‌های شوم گلستان و ترکمانچای رقم خورده است. روی کار آمدن یک دولت ضدشیعی در باکو بعد از فروپاشی شوروی، مشارکت دولت باکو در طرحهای مختلف دولت آمریکا از جمله اعزام نیرو به افغانستان و عراق، وضعیت نابسامان اقتصادی شیعیان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) علی‌رغم داشتن جمعیت اندک و صدور فراوان نفت، فقر و استضعاف شیعیان گرجستان، مناقشة قره‌باغ و آوارگی اهالی و ... همه و همه ناشی از جدا شدن تحمیلی این سرزمین‌ها از ایران است.

+ نادر موثقی ; ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

آوازخوان بزرگی که در سایه سرنیزه های بیگانگان از "وطن " خواند...

دکتر اسماعیل رفیعیان متولد 1302 مرند دارفانی را وداع گفت. وی از اوایل دهه 20 و اشغال ایران توسط قوای بیگانه، فعالیت‌های ادبی، فرهنگی و سیاسی خود را آغاز کرد. پدرش حجت‌الاسلام شیخ حسن رفیعیان از روحانیون مرند بود که آشکارا با اشغالگران (قوای شوروی) و طرفداران آنها (عوامل حزب توده و فرقة دمکرات) مخالفت می‌کرد و به همین جرم، در اوایل آذرماه 1324 توسط عوامل فرقة دمکرات ترور شد و به شهادت رسید.

بدین گونه اسماعیل جوان در 22 سالگی از سایة حمایت پدر محروم شد، اما واقعة شهادت پدر، تدثیری عمیق بر زندگی وی نهاد. او تا پایان عمر در راه ایران و خدمت به ملت ایران فعالیت‌های فرهنگی، تربیتی، ادبی و سیاسی خود را در مدارس، دانشگاهها و محافل ادبی ادامه داد. و پس از شصت سال تلاش عاشقانه در فرهنگ و تعلیم و تربیت دفتر عمرش بسته شد. آثار زیبایی نیز به قلم وی چاپ شده که بیانگر ذوق لطیف و اندیشة‌ والا و ایرانی اوست.

 

وطن ، شهریار و سرشک خونین اقبال آذر

 

به قلم دکتر اسماعیل رفیعیان

 

یکی از نویسندگان بزرگ تحت [ در نوشته‌ای] عنوان وطن، ماجرایی را به رشته تحریر کشیده است که واقعاً شاهکار است. او می‌نویسد: در یکی از روستاهای گیلان مهمان دوستی بودم. بعد ازظهر گفت؛ در میدان روستا مراسمی است، مایل هستید برویم ببینیم؟ رفتیم، تمام میدان و حتی پشت بام‌ها پر از تماشاچی بود. میزبان توضیح داد؛ هر وقت دختری دو نفر خواستگار داشته باشد، معمول این است که آن دو کشتی می‌گیرند، هر کدام مغلوب شد، دختر غالب را انتخاب می‌کند و اگر خودشان توافق کردند، خروس یا گاوشان را به میدان می‌فرستند. این بار دو رأس گاو زور‌آزمایی می‌کردند. وقتی که یکی از گاوها به عقب برگشت و میدان مبارزه را ترک کرد، صاحب گاو شکست‌خورده میان های و هوی، کلمه وطن را تکرار می‌کرد. آن نویسنده بزرگ علت را می‌پرسد، میزبان توضیح می‌دهد که گاو پیروز زودتر وارد میدان شده و در آن محل زودتر توطن کرده بود و میدان را وطن خود می‌دانست. مبارزه دوباره تکرار شد و هر دو گاو همزمان به میدان وارد شدند الخ ...

 حتی ماکیان و چرنده و پرنده و ... از لانه و آشیانه خود دفاع می‌کند.(1) در بحبوحه ایّامی که برخی از به اصطلاح روشنفکران مدعی مبارزه و داعیه‌دار انقلاب که سرشان زیر بغل ابرقدرت شرق [شوروی سابق] بود و در زمان اشغال میهن [در سالهای جنگ دوم جهانی]، شعار اعطای امتیاز نفت شمال به ابرقدرت شرق را می‌دادند، آموزه‌های غیرملی و تلقین اعتقادات و باورهای وارداتی بی‌اصالت، از آنان انسان‌هایی ساخته بود که حتی در عصر و زمانی که وطن در اشغال بیگانه بود، خواست او را تبلیغ می‌کردند و شعار به نفع او می‌دادند. اما مردم ایران و وطن‌دوستان واقعی شعارشان طرد بیگانگان و مبارزه منفی بود و آنگاه که باز سرسپردگان به بیگانه در راستای اهداف شوم به مقام تجزیه آذربایجان عزیز از مام میهن برآمدند، شهریار خطاب به آذربایجان چنین سرود:

تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو

پور ایرانند و پاک آئین نژاد آریان

اختلاف لهجه ملیّت نزاید بهر کس

ملّتی با یک زبان، کمتر به یاد آرد زمان

گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه‌ای

صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان

مادر ایران ندارد چون تو فرزندی دلیر

روز سختی چشم امید از تو دارد همچنان

بی‌کس است ایران، به حرف ناکسان از ره مرو

جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان

بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم، کنفرانسی در تهران تشکیل شد که در آن کنفرانس روزولت [رییس جمهور وقت آمریکا] و چرچیل [نخست وزیر وقت انگلیس] و استالین [رهبر شوروی] شرکت نمودند و لطف کردند!؟!‌ ایران را پل پیروزی لقب!!؟ دادند. حس وطن‌دوستی شهریار را واداشته دردناکانه انزجار خود را در ابیات زیر که طنزی است بسیار لطیف و ظریف و قوی بسراید:

دوره جنگ به پایان شد و دنیا می‌گفت

که دراین معرکه ایران پل پیروزی بود!؟

جنگ پیروز شد و هر یکی از بختوران(2)

خورد از سفره عجب آنچه بدو روزی بود

لیک ایران به همان سان پل پیروزی ماند

پشت دولاّ که دگر مایه دلسوزی بود

از غنایم که میان شرکا شد تقسیم

می‌توان گفت که ما قسمت‌مان قوزی بود

در سال 1324پس از آنکه فرقه دموکرات آذربایجان در اقصی نقاط این سرزمین مقدس [آذربایجان] مستقر گردید، از شادروان استاد ابوالحسن اقبال آذر هنرمند ارزشمند عرصه موسیقی و آواز خواسته شد با اجرای قطعاتی از آواز سحرانگیز خود مجلس جشنی را که با حضور سران فرقه دموکرات در عمارت عالی‌قاپو تبریز برپا شده بود گرمی ببخشد.

هنرمند وارسته و وطن‌دوست شهر مقاوم تبریز که فضای حاکم را مشحون از احساسات بیگانه سروری می‌بیند، برخلاف انتظار ترتیب‌دهندگان مراسم در حضور سرکردگان و عوامل اصلی غائله دو بیت زیر از اشعار عارف قزوینی را در حالی که اشک می‌ریخت، به زبان فارسی با صدای ماندگار خود طنین‌انداز کرد(3)

لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست

چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست

چرا که مجلس شورا نمی‌کند معلوم

که خانه، خانه غیر است یا که خانة‌ ماست؟

این اقدام شجاعانه استاد اقبال آذر در آن فضای خفقان‌آور موجب گردید که جو حاکم بر جشن را دگرگون ساخته و خشم سران فرقه را برانگیزد، به طوری که دستور بگیر و بببند صادر شد، اما «اقبال» به مدد فداکاری عده‌ای از یاران خود که برق سالن را قطع کردند، موفق به نجات جان خود شد.

سال‌های بعد شهریار این واقعه تاریخی را در ابیات زیر جاودان ساخت و نشان داد که او نیز چون اقبال آذر تا چه حد به وطنش ایران عشق می‌ورزد.

یاد آن شب کن که او از بهر ایران عزیز

صیحه زد با نفس کاین جا سر بده، ترکی مخوان

شعر عارف خواند و گفت، ای مجلس شورا بگو

خانه از غیر است یا زین ملت بی‌خانمان؟

و آنگه آتش زد به جان خلق و با شیون گریست

ثبت شد آن گریه در تاریخ آذربایجان

غیرت قفقازیان با خدا هم کار کرد

تا حریف شیردل جانی به در برد از میان

ترکی ما بس عزیز است و زبان مادری

لیک اگر« ایران» نگوید لال بادا این زبان

مرد آن باشدکه حق گوید، چو باطل رخنه کرد

هم بایستد بر سر پیمان حق تاپای جان

 

پی‌نوشت: ــــــــــــــ

1-  در بیان این مضمون، سروده‌ای از علامه دهخدا (شاعر، روزنامه‌نگار و صاحب لغت‌نامة معروف دهخدا) معروف است:

هنوزم ز خردی به خاطر در است

که در لانة ماکیان برده دست

به منقارم آنسان به سختی گزید

که اشکم چو خون از رگ، آن دم جهید

پدر، خنده بر گریه‌ام زد که هان

وطنداری آموز از ماکیان

2 -  منظور سران متفقین (استالین، چرچیل، روزولت)

3 - حکایت این واقعه در منابع متعددی درج شده است و خلاصه‌اش اینکه، مرحوم اقبال آذر در آن روزگار از لحاظ صدا و آواز در ایران بی‌نظیر بود. سران فرقه دمکرات، اقبال آذر را به مجلس جشن خود می‌آورند تا صدا و آواز و شخصیت این هنرمند بزرگ را  به نفع اهداف ضدایرانی خود مصادره کنند. از او می‌خواهند و حتی تهدیدش می‌کنند که به زبان ترکی آواز بخواند ... مرحوم اقبال آذر در مصاحبه‌ای که بارها از تلویزیون ایران پخش شده می‌گوید: «‌ به من گفتند باید ترکی بخوانی، چرا که ترک هستی، من پاسخ دادم؛ من ایرانی هستم. آنها گفتند. ترک هستی. باز من پاسخ دادم که ایرانی هستم.» و سپس شعر عارف قزوینی را می‌خواند که در حقیقت زبان حال اقبال آذر و مردم آذربایجان در آن روزهای خون و خطر است. با این شعر، اقبال آذر فرقه‌چی‌ها را «‌غیر» و بیگانه می‌داند که «‌خانه» (وطن) را اشغال کرده‌اند ... رحمت و رضوان خداوند بر آن هنرمند بزرگ که در پای امتحان و در دفاع از میهن از جان نهراسید.

  

+ نادر موثقی ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

سیاست دولت باکو درباره قره باغ چیست ؟

نگاهی به سیاست دولت باکو

درباره قره باغ : واگذاری به ارمنستان یا به رسمیت شنتختن استقلال ؟  

 

·       عارف محمدزاده

 

در حالی که ۱۹ سال از امضای توافقنامه دوستی و آتش بس توسط حیدر علی اف با دولت ارمنستان میگذرد و طی این ۱۹ سال ، روسای جمهور باکو و ایروان برای گسترش روابط و تحکیم  صلح و دوستی بیش از 30 بار با هم ملاقات و مذاکره دوستانه انجام داده اند ، دولت باکو برای پنهان نگه  داشتن موضوع واگذاری قره باغ و 7 منطقه دیگر به ارمنستان از مردم مسلمان ایران شمالی ( جمهور آذربایجان ) همچنان توسط رسانه های خود وانمود می کند که با ارمنستان رابطه گسترده ای ندارد و علیه ارمنستان تبلیغ میکند.

هنوز دو سه ماهی از آخرین دیدار سرژسرکیسیان و الهام علی اف نگذشته است . این دیدارها دوستانه هر از گاهی به بهانه حل و فصل مناقشه منجمد قره باغ بین سرکیسیان و علی اف برگزار می شود ، و درباره این ملاقاتهای برادرانه و دوستانه در مطبوعات  و تلویزیونهای  باکو  حتی یک خبر منفی نیز منتشر نمی شود ، چرا که اغلب مطبوعات و کانالهای تلویزیونی باکو وابسته به دولت و دستگاه امنیتی بوده و اجازه ندارند علیه وارث حیدر علی اف ( الهام علی اف ) حتی یک خبر منفی پخش کنند ، اگر روزنامه نگاری نیز جرات چنین کاری  داشته باشد ، سرانجامی جز قتل ندارد. خبرنگاران و فعالان رسانه ای باکو سرنوشت ائلمار حسین اف را فراموش نکرده اند ؛ سردبیر نشریه « مانیتور » که هر از گاهی اخبار فساد گسترده  دربار  و دولت الهام علی اف را منتشر میکرد . او در مقابل منزل خود در باکو ، با گلوله ای که به دهانش شلیک شد به قتل رسید و هرگز قاتل او نیز پیدا نشد. پیام این ترور خشن این بود که هر خبرنگار و روزنامه نگاری علیه دربار و دولت الهام علی اف دهان باز کند ، دهانش با گلوله بسته خواهد شد.

در چنین ترور و اختناق است که  درباره ملاقاتهای مکرر و مفصل بین الهام علی اف و سرژ سرکیسیان ، هیج یک از کانالهای تلویزیونی و نشریات باکو امکان انتقاد ندارند.منابع مستقل به شرط پنهان ماندن نامشان ، مطالب فراوانی درباره روابط سیاسی و تجاری مقامات ایروان و باکو  را فاش میکنند : صدور موادنفتی بخصوص بنزین به ارمنستان ، شرکتهای مشترک مقامات ارمنی و آذری که به صورت گسترده ای در مسکو فعال هستند و مواد مورد نظر را به از ایروان به باکو و بالعکس حمل میکنند ، این شرکتها تحت پوشش اسامی روسی فعالیت دارند... سفرهای مخفی مقامات باکو به ایروان یا قره باغ که گاهی نیز توسط نشریات روسی  خبر آنها منتشر میشود.

از مهمترین پروژه های مشترک مقامات ایروان و باکو ، حمایت از برخی سازمانهای تروریستی مانند پ ک ک است که خشم مقامات ترکیه را نیز برانگیخته است ، به گونه ای که بارها مقامات ترکیه در باره این ماجرا به باکو هشدار داده اند.

خاندان علی اف ( حیدر علی اف مامور با سابقه سازمان جاسوسی ک گ ب ) پس از فروپاشی شوروی   و جدا شدن منطقه ایران شمالی ( جمهور آذربایجان ) از روسیه ، در سال 1993 با ساقط کردن دولت جبهه خلق و ابوالفضل ایلچی بیگ  به قدرت رسید . حیدر علی اف برای جلب حمایت مردم اعلام کرد که در یک سال مناقشه قره باغ را به سرانجام خواهد رساند ،اما طی یک سال مناطق دیگری نیز به ارمنستان واگذار شد و به قول برخی افسران و سیاسیون بلند پایه باکو ، به ارمنی ها فروخته شد ! اینک با گذشت قریب بیست سال از حاکمیت استبدادی حیدر علی ف و فرزند او الهام علی اف نه تنها یک سانتیمیتر از اراضی واگذار شده به ارمنستان آزاد نشده است  بلکه روز به روز با حمایت دولتهای غربی که ارتباط گسترده ای با دولت باکو دارند ، روند استقلال کشوری به نام جمهوری قره باغ تسریع میشود.

فرانسه ، امریکا و انگلستان از مهم ترین حامیان استقلال  جمهوری قره باغ هستند. دولت قره باغ که هنوز به صورت رسمی شناسایی  نشده است ، از 12 سال پیش دفاتر نمایندگی خود را در امریکا ( واشنگتن ) و فرانسه و انگلستان افتتاح کرده است. دفاتر نمایندگی رسمی دولت قره باغ در این کشورها در زمینه های محتلف از جمله : صدور ویزای قره باغ ، جذب گردشگر ، جذب سرمایه های شرکتهای غربی ، فعالیت سیاسی برای طی مراحل استقلال دولت قره باغ در مجامع بین المللی تلاش میکند.فعالیتهای نمایندگی دولت قره باغ در کشورهای غربی متحد باکو ، به صورت مخفیانه انجام نمیگیرد. این فعالیتها توسط رسانه ها به صورت دایمی اعلام میشود اما دولت باکو از انجام اعتراضی کوچک نسبت به دولتهای فرانسه و انگلستان و امریکا سرباز  میزند!

بررسی و تحلیل سیاستهای دولت باکو درباره مناقشه قره باغ و رابطه با ارمنستان حاکی از آن است که دولت باکو سیاست دو لایه و دوگانه ای در این باره اتخاذ کرده است. مردم مسلمان جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) خواستار بازگرداندن قره باغ هستند . رژیم باکو نیز در تبلیغات رسانه ای خود این خط را دنبال میکند و از بازگرداندن قره باغ سخن میگوید . اما سیاست عملی دولت باکو این است که با واگذاری قره باغ به ارمنستان یا کمک به روند استقلال این منطقه  که خواست دولتهای متحد باکو مانند فرانسه و انگلستان و امریکاست ، مناقشه قره باغ را به پایان برساند.عدم اعتراض باکو – چه در تبلیغات و امور سیاسی و چه در روابط دو جانبه – به کشورهای حامی قره باغ ، عدم اعتراض به گشایش دفاتر رسمی نمایندگی دولت قره باغ در واشنگتن و لندن و پاریس و فعالیتهای شرکتهای غربی در قره باغ از سویی و از سوی دیگر گسترش روز افزون روابط دولت باکو با واشنگتن و لندن و پاریس به خوبی نشان میدهد که دولت باکو از طی شدن مراحل روند استقلال  یا واگذاری رسمی قره باغ به ارمنستان خشنود است. اما برای افکار عمومی و محافل سیاسی باکو این سوال مطرح است که چرا رسانه های دولتی و شبه دولتی باکو  فقط و فقط علیه روابط همسایگی ایران و ارمنستان تبلیغ می کنند ؟ارمنستان همسایه ایران است و طبیعی است که روابط مناسبی بین دو کشور برقرار باشد ، همچنانکه علیرغم وجود مشکلا ت تاریخی بین ارامنه و ترکها ، بخصوص پیرامون مسایل مربوط به کشتار ارامنه باز هم روابط تجاری گسترده ای بین ترکیه و ارمنستان برقرار است . خط هوایی مستقیم بین استانبول و ایروان برقرار است. صادرات گسترده ترکیه به ارمنستان شامل مواد غذایی ، تجهیزات آلات ساختمانی و خانگی  و ...به طور مستمر صورت میگیرد و طبیعی است که بین ایران و ارمنستان نیز روابط همسایگی برقرار باشد. اخیرا محمود احمدی نژاد سفر یک روزه ای به ارمنستان انجام داد اما مطبوعات و شبکه های تلویزیون دولتی و وابسته به ارگانهای دولتی مانند روزنامه یئنی آذربایجان ( ارگان حزب مستبد حاکم ) ، کانالهای آ . تی . وی – اسپیس  - آز . تی . وی – و... تبلیغات منفی گسترده ای علیه ایران به نمایش گذاشتند.تردیدی وجود ندارد که این تبلیغات سیاه به دستور مقامات باکو صورت میگیرد و هدف آنها از اینگونه تبلیغات سیاه ، ایجاد شکاف بین مردم شیعه ایران شمالی ( جمهور آذربایجان )  و میهن مادری و اصلی آنها ایران است. هدف مقامات باکو این است که  با فریب افکار عمومی ایران شمالی ، مردم مظلوم و تحت ستم این خطه را نسبت به ایران بدبین کند . اما سخن اینجاست که رژیم باکو تصور می کند ، مردم ایران شمالی مردمی خام و ناآگاه هستند و با گذشت حدود بیست  سال هنوز ترفندهای رژیم صهیونیستی باکو را نشناخته اند! رژیم باکو از ایران به خاطر داشتن رابطه با  دولت ارمنستان که قره باغ را اشغال کرده انتقاد میکند اما این رژیم فراموش کرده که خود نیز رژیمی متجاوز و اشغالگر است . هنوز هم صدها تن از سربازان ارتش باکو تحت امر نیروهای امریکا در افغانستان به کشتار مردم مظلومسی که از وطن خود دفاع میکنند مشغول هستند . آیا مردم ایران شمالی این را نمی دانند؟ آیا مردم ایران شمالی نمی دانند که صدها تن از سربازان جمهوری آذربایجان جهت کمک به اشغالگران امریکایی – انگلیسی به عراق اعزام شدند و عده ای از این سربازان نیز به هلاکت رسیدند ؟ چه کسی و کدام دیکتاتور وطنفروش به جای اعزام سربازان برای آزادی قره باغ ، آنها را به عراق و افغانستان اعزام کرد ؟ آیا کسی جز حیدر علی اف و کسی جز الهام علی اف این جنایت و تجاوز را مرتکب گردید ؟ به دستور کدام دیکتاتور سربازان ارتش باکو هنوز هم در افغانستان هستند ؟ شگفت است در زمانی که شوروی افغانستان را اشغال کرده بود صدها سرباز آذری از ایران شمالی به افغانستان اعزام شده و مجبو ر به مبارزه با مسلمانان شدند . در ان زمان نیز حیدر علی اف دبیر حزب کمونیست باکو و بعدها معاون نخست وزیر شوروی بود . اکنون که شوروی فروپاشیده و  امریکا افغانستان را اشغال کرده است باز هم سربازان مظلوم آذری به دستور فرزند حیدر علی اف به افغانستان اعزام شده اند تا در عملیات اشغالگری علیه مسلمانان و کشتار آنها فعالیت کنند ...

آیا رژِیم فاسد باکو تصور میکند که مردم ایران شمالی نمی دانند در جریان حمله امریکا به افغانستان و عراق و کشتار صدها هزار مسلمان بیگناه ، زمین و آسمان جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در اختیار نیروهای نظامی و هواپیماهای دولت امریکا قرار گرفت ؟

آیا مردم ایران شمالی نمی دانند که رژیم الهام علی اف ، باکو را به پایگاه رژیم صهیونیستی در قفقاز تبدیل کرده است ؟ آیا مردم نمیدانند که نیمی از نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی توسط دولت باکو تامین میشود ؟ آیا مردم نمیدانند که مقامات رژِیم باکو آنگونه برده وار از رژیم صهیونیستی تبعیت دارند که  در رسانه ها و مطبوعات خود مبارزان لبنانی و فلسطینی را که با اسراییل اشغالگر میجنگند  به عنوان تروریست معرفی میکنند ؟

تا زمانی که رژیم فاسد و وابسته به امریکا و صهیونیسم حاکمیت باکو را در دست داشته باشد ، طبیعی است که تبلیغات گسترده علیه ایران و اسلام و تشیع در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ادامه خواهد داشت. غیر طبیعی این است که کسانی انتظار داشته باشند ، تبلیغات علیه ایران و اسلام و تشیع توسط رژیم باکو قطع شود. حکومت فاسد و وابسته ای که حجاب اسلامی را ممنوع و نماز خواندن توسط کارمندان دولت و نظامیان ، آموزش قرآن در مدارس و مساجد را قدغن کرده و مساجد زیادی را تخریب کرده است ، مگر ممکن است از تبلیغات علیه ایران دست بردارد ؟

حکومت فاسد و وابسته ای که کانالهای تلویزیونی ا ش در روز عاشورا ، فیلمهای مستهجن و رقص فواحش و ... را پخش میکند اگر علیه تشیع و ایران تبلیغات نکند عجیب است. الهام علی اف در ایام محرم ، یک کارخانه ساخت مشروبات الکلی را افتتاح کرد ... آیا مردم تحت ستم  جمهورآذربایجان ( ایران شمالی  ) فریب تبلیغات ضد اسلامی و ضد ایرانی این مزدوران وابسته به صهیونیسم را میخورند ؟..

از سوی دیگر تحلیل گران بر این باورند که افزایش تبلیغات ضد ایرانی  توسط  رژیم باکو بدین علت است که نظر سنجی ها حاکی از گسترش گرایش مردم ایران شمالی به ایران است . نفوذ معنوی ایران بخصوص به علت  پایداری شدید ایرانی ها در ماجرای هسته ای و اقداماتی نظیر تصرف هواپیمای جاسوسی فوق مدرن امریکا در میان مسلمانان قفقاز بویژه شیعیان آذری افزایش یافته است. مسلمانان ایران شمالی روز به روز به این باور نزدیک می شوند که برای احیای عزت و حفظ کرامت خود بایستی حکومتی مانند حکومت ایران داشته باشند و این بزرگترین عامل نگرانی برای رژیم باکو و امریکا و اسراییل و انگلیس است که منابع عظیم جمهوری آذربایجان را با همدستی گروه حاکم به غارت می برند. از این روست که تبلیغات مستمر علیه ایران در باکو ادامه دارد  و با افزایش گرایش مردم ایران شمالی به وطن اصلی شان ( ایران )  - که با عهدنامه های تحمیلی گلستان و ترکمانچای از آن جدا شده اند – تبلیغات رسانه های دولتی و شبه دولتی باکو نیز علیه ایران افزایش می یابد.

اما  یکی از سوالهای  اساسی مردم جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) از حاکمیت دیکتاتوری و ضد اسلامی باکو این است که چرا طی نزدیک بیست سال ، و علیرغم وعده های مکرر دیکتاتور معدوم ( حیدر علی اف ) و وعده های دیکتاتور زنده مبنی بر آزادی قریب الوقوع قره باغ و یا آغاز جنگ با ارمنستان ، هنوز نه یک سانتیمتر از قره باغ بازگردانده شده و نه جنگی با ارمنستان آغاز شده است ؟

+ نادر موثقی ; ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

 

جوانان باکو : هنگام پیوستن به ایران

فرارسیده است.

نامه ای با امضای گروهی از جوانان جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) به دفتر رزونامه های باکو ارسال شده است. نویسندگان آن ضمن ابراز نگرانی شدید در رابطه با تبلیغات مشترک رژیم صهیونیستی و دولت الهام علی اف علیه شیعیان و مرجعیت شیعه ، جوانان ایران شمالی را به سازماندهی و مقاومت علیه بیگانه گرایان و دشمنان اسلام و وابستگان صهیونیسم که همواره موضع خصمانه علیه اسلام و ایران داشته اند و نیز مجازات توهین کنندگان به دین اسلام و مقدسات فرا خوانده اند.

در این نامه همچنین گفته می شود: «رژیم صهیونیستی  همواره موضع خصمانه علیه مسلمانان و بخصوص ایران داشته و استعمارگران همیشه از دولتهایی مانند دولت الهام علی اف  در راستای تامین منافع صهیونیسم بین الملل استفاده کرده اند. اقوام ساکن در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) مانند آذری ها ، لزگ ها ، تالشها ، کردها ، آوارها ، ، تاتها و ... بایستی درس اتحاد را از ملت ایران  بگیرند و همانگونه که ملت ایران با سرنگونی حکومت دیکتاتوری شاهنشاهی ، حکومت مستقل ایجاد کرده و در مقابل صهیوینسم بین الملل و امریکا ایستاده اند  ، ما نیز بایستی حکومت وابسته الهام علی اف را به سقوط بکشانیم و حکومتی مستقل و مردمی ایجاد کنیم."

نویسندگان این نامه با تاسف از شکل گیری عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای و جدا شدن جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) از ایران ، آورده اند که  : " همانگونه که رهبر بزرگ انقلاب اسلامی در بیانات بلندشان در سالروز رحلت امام خمینی اشاره کردند ، 17 ولایت قفقاز ( از جمله باکو ، گنجه ، شروان ، نخجوان و...) از خاک ایران جدا شده اند.

مسلمانان قفقاز از لحظه جدایی از ایران تاکنون دچار مصیبتها و رنجهای طاقت فرشا شده اند . در در جریان جنگ دوم جهانی صد ها هزار تن از مسلمانان ایرانی قفقاز ، توسط دولت روسیه به جبهه های جنگ با آلمان اعزام و کشته شدند  ، که متاسفانه هنوز هم دولت وابسته الهام علی اف از جنگ روسیه با آلمان به عنوان " جنگ کبیر میهنی " یاد می کند ، گویا که روسیه وطن مسلمان ایرانی قفقاز و آذربایجانی ها بوده است ! طی سالهای معروف به سالهای خونین 1937 هزاران تن از روشنفکران و علمای دینی و شاعران و نویسندگان به دلیل اعتقادات دینی و ایران گرایی توسط کمونیستها و جلادانی مانند میر جعفر باقر اف و حید رعلی اف که از دستیاران نزدیک استالین بودند قتل عام شدند ...بعد از فروپاشی شوروی هم دچار مصیبتها و رنجهای بزرگی شده ایم که حکومت دیکتاتوری علی اف ها ، تخریب مساجد و ممنوعیت فعالیتهای دینی ، تامین نفت اسراییل و همکاری با صهیونیسم و امریکا در اشغال عراق و افغانستان  و کشته شدن دهها سرباز آذری در عراق و افغانستان از جمله این مصیبتهاست. "

در ادامه این نامه آمده است : " اشاره رهبر بزرگ انقلاب اسلامی در بیاناتشان در سالگرد رحلت امام خمینی به جدایی قفقاز از ایران ، این شعله امید را که روز الحاق ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به میهن اصلی مان ایران نزدیکتر شده ، فروزانتر کرده است و امیدواریم با همت ملت ایران  بخصوص آذربایجانی  های غیور هر چه زودتر ، شیعیان قفقاز به ایران خود بپیوندند."

 

بیانیه شاعران و نویسندگان تبریز خطاب به الهام علی اف : 

آیا راهی که در پیش گرفته اید به پرتگاه تاریخ منتهی نمی شود ؟

در پی شهادت واقف عبدالله یف ، معاون حزب اسلامی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ، شاعران و نویسندگان تبریز با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن اعمال غیر انسانی وزارت امنیت  باکو در شکنجه و شهادت این فعال اسلامگرا که در اعتراض به فرمان ممنوعیت حجاب توسط الهام علی اف دستگیر وز ندانی شده بود ، خواستار توجه الهام علی اف رییس دولت باکو به رعایت حداقل حقوق انسانی مسلمانان ایران شمالی شدند.

در بیانیه شاعران و نویسندگان تبریز خطاب به الهام علی اف آمده است : روند شهادت و حبس اسلامگرایان از دوره حاکمیت استالین آغاز و از دوره حاکمیت حیدرعلی اف تا دوره حاکمیت شما ( الهام علی اف ) ادامه یافته است. از دوره حاکمیت حیدرعلی اف تاکنون ، چهره های متعددی از جریان اسلامگرا توسط ماموران امنیت دولت به شهادت رسیده اند که کربلایی آقا ( شهادت در سال 1995 ) ، علی  حسن اقایف ( شهادت در سال 2003 ) ، تورج زینال اف ( شهادت در نخجوان در سال 2011 ) ، واقف عبدالله یف ( شهادت در سال 2012 ) از جمله این شهدای افتخار آفرین هستند . همچنین طی این سالها بزرگان دانشمندی مانند نوروز علی محمداف ( رهبر فرهنگی قوم تالش ) ، کامران محمداف ( فرزند نوروز علی ) ، ائلمار حسین اف ( سردبیر نشریه مانیتور ) و ...افراد متعددی توسط دستگاه امنیتی به روشهای استالینی جان باخته و یا ترور شده اند. شهادت واقف عبدالله یف که از چهره های سیاسی – فرهنگی مسلمانان قفقاز به شمار می رفت و سالها در راستای سعادت و بهروزی مسلمانان و گسترش اندیشه های ناب اسلامی کوشش کرده بود ، قلب ملت ایران بخصوص مسلمانان آذری را جریحه دار کرده است ، سوال ما از شما این است که روند کشتار فعالان اسلامی تا کجا ادامه خواهد یافت ؟

در بیانیه شاعران و نویسندگان خطاب به الهام علی اف نوشته شده است : آقای الهام علی اف !  هم اکنون که این  بیانیه نوشته می شود ، دهها تن از فرزندان قهرمان اسلام به دلیل مخالفت با فرمان ضد اسلامی شما  دایر بر ممنوعیت حجاب و اذان و عزاداری برای سیدالشهدا ( علیه اسلام ) در سیاهچالهای بجا مانده از سیستم شوروی زندانی شده و در شرایط وحشتناکی تحت شکنجه و مرگ تدریجی هستند ، ما از شما می خواهیم ، پیش از آنکه سرنوشتی مانند سرنوشت حسنی مبارک و بن علی و علی عبدالله صالح به سراغ شما بیاید ، بیدار شوید و گردن خود را از زنجیر رقیت واطاعت صهیونیسم و امریکا برهانید .

آقای الهام علی اف ! ما خواستار آزادی اسلامگرایانی هستیم که به جرم دفاع از احکام الهی ، احکام پیغمبر اسلام  و مخالفت با فرمانهای شیطانی و استبدادی شما دستگیر و زندانی شده اند . ما خواهان آزادی دکتر محسن صمداف و دیگر اسلامگرایان از زندانهای امنیتی شما هستیم و امیدواریم پیش از آنکه دیر شود ، در سیاستهای خود تجدید نظر کنید !

آقای الهام علی اف ! دستگاه تبلیغاتی شما به سفارش صهیونیسم و امریکا ، تبلیغات گسترده ای علیه اسلام و ایران اسلامی به راه انداخته است ، شما تلاش میکنید تا جمهوری آذر بایجان ( ایران شمالی ) را که پاره ای از پیکر ایران بوده و به زور و ستم و جنگ از پیکر ایران جدا شده ، منطقه ای بیگانه برای ایران و حتی پایگاهی برای دشمنان اسلام و ایران معرفی کنید ، اما این منطقه به شهادت تاریخ  ، و به شهادت مذهب و دین ، و به شهادت اشعار نظامی و خاقانی و بزرگان دیگر ، و به شهادت همبستگی قلبی و عاطفی بین ملت ایران و شیعیان قفقاز ، همچنان پاره تن ایران است و ما همواره ایران شمالی ( جمهوری اذربایجان ) و جمهوری اسلامی ایران را منطقه ای واحد  و متحد می دانیم وبر این باوریم که این اتحاد ، اتحادی ابدی است .

در بیانیه شاعران و نویسندگان تبریز با اشاره به اینکه در دوره نظام کمونیستی شوروی ، باکو به مرکز فعالیتهای تجزیه طلبانه و ضد ایرانی و کمونیستی تبدیل شده بود ، و حزب کمونیست باکو با سرکردگی افرادی مانند میرجعفر باقر اف جنایات گسترده ای در حق ملت ایران بخصوص آذربایجانی ها مرتکب شدند ، آمده است : پس از اشغال مناطق گسترده ای از خاک ایران در سال 1320 توسط ارتش شوروی ، هزاران تن از اعضای حزب کمونیست باکو به دستور استالین و با هماهنگی میرجعفر باقراف به آذربایجان ایران سرازیر شده و اقدامات تروریستی و تجزیه طلبانه گسترده ای رقم زدند ، صدها تن را در تبریز ، اردبیل ، سراب ، ارومیه ، مرند ، مشکین شهر و...به طرز فجیعی به قتل رساندند ، تا سیاستهای شوروی را در ایران بخصوص خطه آذربایجان پیاده کنند ، اما در نهایت شکست خوردند و آرزوی های خام خود را به گور بردند . می بینیم که اکنون نیز همان سیاستهای دولت استالین ، به شیوه ای دیگر توسط حزب جایگزین حزب کمونیست باکو یعنی حزب " یئنی آذربایجان " اجرا می شود ، اما این بار دستور و توصیه ها نه از مسکو ، که از واشنگتن و تل آویو به باکو می رسد . نیک میدانید که تروریستهای رژیم صهیونیستی که تعدادی از دانشمندان هسته ای ایران را به شهادت رسانده اند ، بعد از دستگیری به همکاری باکو با رژیم صهیونیستی در اجرای پروژه های ترور و آدمکشی اعتراف کرده اند ، از جمله دانشمندان هسته ای ، شهید شهریاری از فرزندان قهرمان آذربایجان است که با همکاری  دستگاه امنیتی شما ترور شده است. همچنین تعدادی از فرزندان اردبیل در مرز به بهانه های واهی مانند عبور غیرمجار از مرز ، طی سالهای گذشته توسط ماموران شما کشته شده اند ، از سوی دیگر نیز چنانکه در دوره شوروی و پس از اشغال افغانستان ، جوانان مظلوم آذری قفقاز برای تامین اهداف اشغالگرانه مسکو به افغانستان اعزام و کشته می شدند ، اکنون نیز جوانان ارتش باکو برای تامین اهداف اشغالگرانه امریکا و صهیونیسم جهانی به افغانستان اعزام و کشته می شوند. آقای الهام علی اف ! تامل کنید ، به کجا می روید ؟! آیا راهی که در پیش گرفته اید به پرتگاه تاریخ منتهی نمی شود ؟

 

+ نادر موثقی ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٧
    پيام هاي ديگران ()